بازگشت به نهج البلاغه، ۵۴ دریافت مالیات نباید به فقر تولیدکننده بینجامد نظارت مستقیم امام بر بازار

به گزارش اجاره به نقل از مهر، توجه باردیگر به نهج البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و با تاکید امام خمینی و تلاشهای متفکران و محققان و کنشگران نهضت اسلامی نظیر آیت الله طالقانی، آیت الله خامنه ای، شهید مطهری، محمدرضا حکیمی، محمدتقی شریعتی و علی شریعتی و… که در جنبش اسلامی ایران معاصر حضور جدی داشتند، از نهج البلاغه در گرفتن اصول حکمت سیاسی اسلام بهره برده شد.
یکی از اتفاقات مثبت در خلال تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ توجه و استناد مداوم رئیس جمهوری دکتر مسعود پزشکیان به فرمایشات حضرت امیر مقابل السلام در نهج البلاغه بود. این استناد به فرمایشات امیرالمومنین (ع) در دوران ریاست جمهوری دکتر پزشکیان هم ادامه یافته است و به حق مردم توقع دارند، که در حوزه اجرا بالاتر از پیش سیره امیرالمومنین (ع) مبنای عمل دولت وفاق ملی و سایر مسئولان باشد.
دوران حکومت امام علی (ع) در شرایطی شروع شد که جامعه اسلامی بعد از رحلت پیامبر (ص) و بخصوص در اواخر دوران خلیفه سوم، دستخوش تغییرات ساختاری عمیق، شکاف های طبقاتی و انحراف از اصول اولیه عدالت نبوی شده بود. امام در حالی زمام امور را به دست گرفت که میراث دار جامعه ای با فساد گسترده مالی در بین طبقه اشراف و تبعیض های نژادی و قبیله ای بود. سیره ایشان در این دوران پنج ساله، تلاشی جامع برای بازگرداندن سنت پیامبر (ص) و برقراری عدالت در تمامی ابعاد زندگی جمعی بود.

فلسفه انتخاب کوفه به عنوان مقر حکومت

انتقال مرکز خلافت از مدینه به کوفه در سال ۳۶ هجری، نه یک تصمیم تصادفی، بلکه انتخابی مبتنی بر ضرورتهای دقیق سیاسی، نظامی و اقتصادی بود. شهر کوفه که در سال ۱۷ هجری به عنوان یک پایگاه نظامی توسط سعد بن ابی وقاص بنا شده بود، از خصوصیت های منحصربه فردی برخوردار بود که آنرا برای مرحله جدید تاریخ اسلام مناسب می ساخت.
از منظر استراتژیک و نظامی، کوفه در قلب جهان اسلام آن روز قرار داشت و بر مناطق حساس همچون ایران، شام و مصر مشرف بود. با عنایت به تمرکز قدرت مخالفان در شام (معاویه)، مدینه دیگر کارآمدی لازم را برای مدیریت بحران های نظامی نداشت؛ چونکه از نظر نیروی انسانی و نظامی توان مواجهه با ارتش شام را نداشت. کوفه با داشتن جمعیتی انبوه از قبایل جنگجو و وفادار که در فتوحات شرق آبدیده شده بودند، منبع اصلی تامین نیروی نظامی حکومت علوی به شمار می رفت.
از دیدگاه اقتصادی، مدینه و محیط حجاز به سبب خشکی زمین و محدودیت منابع، توان پشتیبانی مالی از یک دولت بزرگ و هزینه های جنگ های تحمیلی را نداشت. در مقابل، عراق و منطقه کوفه به سبب نزدیکی به رودخانه های دجله و فرات، قطب تولید کشاورزی و منبع اصلی درآمدهای مالیاتی (خراج) محسوب می شدند. این تمرکز ثروت و تولید، به امام اجازه می داد تا سیاستهای عدالت محور خویش را در مقیاسی بزرگ تر اجرا نماید. همین طور حضور طیف وسیعی از اصحاب باسابقه پیامبر (ص) و «موالی» (مسلمانان غیرعرب) در کوفه، فضای فرهنگی پویاتری را نسبت به فضای سنتی و گاهی رفاه زده مدینه فراهم آورده بود.

سیره سیاسی و الگوی حکمرانی

در سیره سیاسی امام علی (ع)، قدرت هیچگاه به عنوان یک هدف اصیل شناخته نمی شد، بلکه ابزاری برای احقاق حق و ابطال باطل بود. نخستین گام سیاسی امام، اصلاح ساختار کارگزاران بود. ایشان بدون مصلحت اندیشی های رایج، تمامی فرماندارانی را که به فساد و تبعیض و ناکارآمدی شهرت داشتند عزل کرده و اشخاصی خداترس و توانمند را جایگزین ساختند.
اصل «رفق» یا مدارا و مهربانی در مدیریت، از ارکان اصلی سیره سیاسی ایشان بود. امام معتقد بود که حاکم باید با توده های مردم با مهربانی برخورد کند تا پیوند میان دولت و ملت مستحکم شود. این مدارا تا جایی ادامه می یافت که به تضییع حقوق عمومی منجر نشود. در فضای سیاسی کوفه، ایشان به مخالفان خود (مانند خوارج) اجازه اظهارنظر و حتی انتقاد علنی می داد و تا وقتی که دست به سلاح نبرده بودند، حقوق آنها را از بیت المال قطع نکرد که این نشان دهنده فضای باز سیاسی در حکومت ایشان است.
نظارت مستقیم بر امور و شفافیت در عملکرد، از دیگر شاخصه های سیاسی امام بود. ایشان شخصاً به بازارها می رفت و بر نرخها و رفتار تجار نظارت می کرد و از کارگزاران خود می خواست که گزارش های دقیق از وضعیت مردم عرضه کنند. نامه به مالک اشتر به عنوان یک منشور کامل حکمرانی، نشان دهنده اولویت دهی به رضایت عامه مردم بر رضایت خواص زیاده خواه است.

سیره اقتصادی و عدالت در توزیع

تحول در نظام اقتصادی، ملموس ترین بخش از اصلاحات علوی بود. امام در حالی حکومت را شروع کرد که توزیع ثروت بر مبنای سوابق قبیله ای و نژادی صورت می گرفت. سیره اقتصادی ایشان بر چند محور بنیادین استوار بود:
اول، تساوی در توزیع بیت المال. امام هیچ تفاوتی میان عرب و عجم، یا باسابقه و تازه مسلمان قائل نشد. این سیاست باآنکه با مخالفت شدید اشراف قبیله ای مواجه گردید، اما سبب کاهش شکاف طبقاتی و توانمندسازی اقشار فرودست گردید.
دوم، عمران و آبادی. در اندیشه اقتصادی امام، دریافت مالیات نباید به قیمت تخریب زمین و فقر تولیدکننده باشد. ایشان در نامه ای به حاکم مصر تاکید می کند که «باید توجه تو به آبادانی زمین بالاتر از جمع آوری خراج باشد». در دوران حضور ایشان در کوفه، با گسترش کشاورزی و نظارت دقیق، وضعیت معیشتی بگونه ای بهبود یافت که امام فرمود: «در کوفه کسی نیست که صاحب سرپناه نباشد و از نان گندم سیر نشود».
سوم، مبارزه با فساد و احتکار. امام با هرگونه رانت خواری و انباشت غیرقانونی ثروت توسط کارگزاران یا تجار بشدت برخورد می کرد. ایشان مصرف گرایی اشرافی را نهی کرده و خود در زندگی شخصی به حداقل ها بسنده می کرد تا بتواند درد محرومان را درک کند.

سیره اجتماعی و برابری انسانی

در حوزه اجتماعی، امام علی (ع) حامی حقوق کرامت انسانی و برابری حقوقی شهروندان بود. یکی از برجسته ترین اقدامات ایشان، تغییر جایگاه اجتماعی «موالی» بود. در دوره های قبل، مسلمانان غیرعرب از خیلی از حقوق اجتماعی محروم بودند، اما امام آنها را در صفوف اول نماز و در توزیع برابر ثروت قرار داد.
رسیدگی به محرومان، یتیمان و در راه ماندگان، نه به عنوان یک کار خیریه فردی، بلکه به عنوان وظیفه نهادی دولت در سیره ایشان تعریف شده بود. ایشان در کوفه سیستمی را طراحی کرد که هیچ فردی در جامعه اسلامی احساس رهاشدگی نکند. مواجهه با اقلیت های مذهبی هم بر مبنای عدالت و احترام به پیمان ها بود، بطوریکه تجاوز به حقوق یک زن غیرمسلمان در سایه حکومت اسلامی را برنمی تافت.
تجربه حکومت علوی در کوفه، مدلی از حکمرانی را عرضه داد که در آن سیاست، اقتصاد و اجتماع حول محور «عدالت فراگیر» تنظیم شده بودند. انتخاب کوفه به عنوان پایتخت، تصمیمی هوشمندانه برای سودجستن از منابع استراتژیک عراق جهت مواجهه با تهدیدات و اجرای اصلاحات اقتصادی بود. باآنکه این دوران با جنگ های داخلی و کارشکنی های فراوان همراه بود، اما سیره عملی امام علی (ع) نشان داد که میتوان حکومتی بنا کرد که در آن رفاه عمومی، برابری نژادی و اخلاق سیاسی نه به عنوان شعار، بلکه به عنوان واقعیت های عینی جامعه محقق شوند. خلاصه اینکه توجه بار دیگر به نهج البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و با تأکید امام خمینی و تلاشهای متفکران و محققان و کنشگران نهضت اسلامی نظیر آیت الله طالقانی، آیت الله خامنه ای، شهید مطهری، محمدرضا حکیمی، محمدتقی شریعتی و علی شریعتی و… که در جنبش اسلامی ایران معاصر حضور جدی داشتند، از نهج البلاغه در گرفتن اصول حکمت سیاسی اسلام بهره برده شد. این استناد به فرمایشات امیرالمومنین (ع) در دوران ریاست جمهوری دکتر پزشکیان هم ادامه یافته است و به حق مردم توقع دارند، که در حوزه اجرا بالاتر از پیش سیره امیرالمومنین (ع) مبنای عمل دولت وفاق ملی و سایر مسئولان باشد. نامه به مالک اشتر به عنوان یک منشور کامل حکمرانی، نشان دهنده اولویت دهی به رضایت عامه مردم بر رضایت خواص زیاده خواه است.

منبع: