بازسازی اشتغال در اقتصاد آسیب دیده از جنگ

یادداشت مهمان- ریحانه نادری نژاد، دکترای جامعه شناسی اقتصادی و توسعه: در شرایطی که بخشهایی از زیرساخت های صنعتی، انرژی، حمل و نقل و تولیدی کشور در اثر جنگ، ناامنی و اختلالات گسترده اقتصادی صدمه دیده اند، مساله اشتغال دیگر صرفا یک مبحث بازار کار یا رفاه اجتماعی نیست؛ بلکه به یکی از مهم ترین مسایل حکمرانی ملی، تاب آوری اقتصادی و امنیت اجتماعی تبدیل گشته است. تعطیلی طولانی مدت خیلی از کسب وکارها، اختلال در زنجیره های تولید، کاهش دسترسی به مواد اولیه، محدودیت صادرات و واردات، افت فعالیت بنگاه های صنعتی و محدودیت های ارتباطی ناشی از اختلال اینترنت جهانی، مجموعه ای از فشارهای هم زمان را بر بازار کار ایران وارد کرده است. پیامد این وضعیت، گسترش بیکاری پنهان و آشکار در بین کارگران صنعتی، نیروهای خدماتی، کارکنان اداری و حتی قسمتی از نیروی انسانی متخصص بوده است.
در چنین شرایطی، سیاستهای متعارف اشتغال زائی ــ از جنس وام های خرد، مشاغل موقت خدماتی یا توسعه محدود کسب وکارهای اینترنتی ــ نمی توانند پاسخگوی ابعاد بحران باشند. اقتصادِ درگیرِ تخریب زیرساختی نیازمند الگویی متفاوت از حکمرانی اشتغال است؛ الگویی که اشتغال را نه صرفا بعنوان ابزار معیشتی، بلکه به مثابه قسمتی از پروسه بازسازی ظرفیت صنعتی و فناورانه کشور تعریف کند.

«اشتغال به مثابه بازسازی ملی»؛ گذار از اقتصاد حمایتی به اقتصاد تولیدمحور

مسئله اصلی آنست که چطور میتوان در کوتاه مدت برای جمعیت گسترده بیکاران فرصت شغلی ایجاد کرد، بدون آن که اقتصاد به سوی مشاغل کم بهره، غیرمولد و ضدتوسعه صنعتی سوق پیدا کند. پاسخ به این پرسش مستلزم گذار از «اقتصاد حمایتیِ مصرف محور» به «اقتصاد بازسازی صنعتی-فناورانه» است.

«کارگاه ملی بازسازی»؛ تبدیل پروژه های عمرانی به موتور جذب نیروی کار

نخستین محور چنین رویکردی، تبدیل پروژه های بازسازی به موتور اصلی اشتغال است. تخریب کارخانه ها، شهرک های صنعتی، شبکه های انرژی، انبارها و زیرساخت های حمل و نقل، باآنکه در کوتاه مدت بحران ایجاد می کند، اما هم زمان می تواند به بستری برای بسیج نیروی کار صنعتی و فنی تبدیل گردد. بازسازی خطوط تولید، تعمیر تجهیزات صنعتی، احیای سوله ها و زیرساخت های لجستیکی، توسعه کارگاه های تعمیر و اورهال ماشین آلات و بازسازی شبکه برق صنعتی، ظرفیت جذب گسترده کارگران یدی، تکنسین ها، جوشکاران، برق کاران و نیروهای نیمه ماهر را دارد. تفاوت اساسی این نوع اشتغال با پروژه های عمرانی سنتی در آنست که باید مبتنی بر پیشرفت فناوری و افزایش بهره وری باشد؛ بگونه ای که بازسازی صرفا برگشت به وضعیت پیشین نباشد، بلکه مهلتی برای نوسازی صنعتی کشور تلقی شود.

«صنایع دفاعیِ دوگانه»؛ پیوند امنیت ملی با توسعه صنعتی و اشتغال

در این میان، صنایع دفاعی و فناوری های دوگانه هم می توانند نقش برجسته ی در تحریک اشتغال صنعتی ایفا کنند، مشروط بر آن که توسعه آنها صرفا محدود به تولید تسلیحات نباشد. تجربه خیلی از کشورها نشان میدهد که فناوری های دوگانه ــ یعنی فناوری هایی که هم کاربرد نظامی و هم کاربرد غیرنظامی دارند ــ می توانند موتور توسعه صنعتی شوند. حوزه هایی مانند پهپادهای صنعتی و کشاورزی، سیستم های پایش زیرساخت، تجهیزات ناوبری، مواد پیشرفته، کامپوزیت ها، سنسورها و الکترونیک صنعتی، علاوه بر ایجاد اشتغال، به توسعه ظرفیت فناورانه ملی هم کمک می کنند. در مقابل، تمرکز صرف بر پروژه های سنگین و فوق سرمایه بری مانند برخی صنایع پیچیده نظامی، اگر فاقد پیوند با زنجیره صنعتی ملی باشد، اشتغال گسترده و پایدار ایجاد نخواهد کرد.

«اقتصاد بازیافت صنعتی»؛ تبدیل ویرانی به زنجیره جدید تولید

یکی دیگر از مهم ترین ظرفیتهای مغفول در وضعیت تخریب زیرساختی، ایجاد «اقتصاد بازیافت صنعتی» است. حجم بالای ضایعات فلزی، تجهیزات نیمه صدمه دیده، ماشین آلات مستعمل و مصالح تخریب شده، اگر بدون برنامه رها شوند، می توانند به منبع فساد، سوداگری و قاچاق تبدیل شوند. اما در صورت سازمان دهی، همین منابع می توانند بنیان یک صنعت گسترده بازیافت، بازتولید و بازمهندسی را شکل دهند. ایجاد شبکه های بازیافت فلزات، بازسازی تجهیزات صنعتی، احیای قطعات، تولید مواد اولیه ثانویه و تعمیر ماشین آلات، نه فقط اشتغال زاست، بلکه وابستگی کشور به واردات مواد اولیه را هم می کاهد.

«فناوری برای بقا و بازسازی»؛ عبور از اقتصاد پلتفرمی به فناوری صنعتی

در حوزه فناوری هم لازم است نگاه سیاست گذار از «اقتصاد پلتفرمی مصرف محور» به «فناوری صنعتی و زیرساختی» تغییر کند. در وضعیت محدودیت اینترنت جهانی و کاهش دسترسی به شبکه های بین المللی، بخش قابل توجهی از کسب وکارهای مبتنی بر شبکه های اجتماعی خارجی با محدودیت مواجه می شوند. ازاین رو اولویت باید به سوی توسعه نرم افزارهای صنعتی، سیستم های مدیریت تولید، اتوماسیون سبک کارخانه ای، کنترل کیفیت هوشمند، مدیریت انرژی و زیرساخت های ارتباطی صنعتی داخلی حرکت نماید. این حوزه ها علاوه بر ایجاد اشتغال برای نیروهای متخصص، مستقیماً به افزایش بهره وری تولید و تاب آوری اقتصادی کشور کمک می کنند.

«دانشگاه مساله محور»؛ باز تعریف پارک های فناوری در اقتصاد جنگ و بازسازی

پارک های علم و فناوری و مراکز دانشگاهی هم در چنین شرایطی نیازمند باز تعریف ماموریت هستند. بخش مهمی از زیست بوم فناوری ایران طی سالهای قبل به سوی اپلیکیشن های خدماتی و کسب وکارهای کم عمق دیجیتال حرکت کرده است؛ در صورتیکه اقتصاد بازسازی به مهندسی معکوس، طراحی صنعتی، ساخت تجهیزات، مواد پیشرفته، ابزار دقیق، فناوری انرژی و تولید صنعتی دانش بنیان نیاز دارد. دانشگاه ها می توانند به مراکز طراحی و حل مساله برای بازسازی صنعتی کشور تبدیل شوند، خصوصاً در عرصه هایی که واردات تجهیزات با محدودیت مواجه می باشد.

«حکمرانی خوشه ای اشتغال»؛ از پروژه های پراکنده تا شبکه های تولید منطقه ای

در نهایت، موفقیت سیاستهای اشتغال در چنین شرایطی، نیازمند حکمرانی شبکه ای و خوشه ای است. اشتغال پایدار بوسیله پروژه های پراکنده و جزیره ای ایجاد نمی گردد. لازم است خوشه های بازسازی صنعتی در عرصه هایی مانند فولاد، بازیافت، ماشین سازی، صنایع دریایی، مصالح ساختمانی، انرژی و تجهیزات صنعتی شکل گیرد تا میان نیروی کار، صنایع، دانشگاه ها، نهادهای مالی و دولت پیوند مؤثر برقرار شود.

«انتخاب تاریخی سیاست گذار»؛ اقتصاد دلالی یا بازسازی صنعتی-فناورانه؟

ایران در صورت تداوم بحران های زیرساختی، با دو مسیر متفاوت مواجه خواهد بود: یا اقتصاد به سوی سوداگری، دلالی، مشاغل کم بهره و وابستگی فزاینده حرکت می کند، یا با اتخاذ راهبرد «بازسازی صنعتی-فناورانه»، بحران فعلی به مهلتی برای نوسازی ساختار تولید و باز تعریف اشتغال مولد تبدیل می شود. تصمیم امروز سیاست گذار، تعیین کننده مسیر آینده اقتصاد و جامعه ایران خواهد بود. بطور خلاصه یادداشت مهمان- ریحانه نادری نژاد، دکترای جامعه شناسی اقتصادی و توسعه: در حالی که بخشهایی از زیرساخت های صنعتی، انرژی، حمل و نقل و تولیدی کشور در اثر جنگ، ناامنی و اختلالات گسترده اقتصادی لطمه دیده اند، مساله اشتغال دیگر فقط یک مبحث بازار کار یا رفاه اجتماعی نیست؛ بلکه به یکی از مهم ترین مسائل حکمرانی ملی، تاب آوری اقتصادی و امنیت اجتماعی تبدیل گشته است. پیامد این وضعیت، گسترش بیکاری پنهان و آشکار در میان کارگران صنعتی، نیروهای خدماتی، کارکنان اداری و حتی قسمتی از نیروی انسانی متخصص بوده است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که فناوری های دوگانه ــ یعنی فناوری هایی که هم کاربرد نظامی و هم کاربرد غیرنظامی دارند ــ می توانند موتور توسعه صنعتی شوند.

منبع: